السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

113

تفسير الميزان ( فارسي )

تعبير دوم كه مفرد آورد ، گفتيم مقصود از آن يا پدر شيطانها است كه نامش ابليس است و يا مقصود جنس شيطان است . * ( « وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً » ) * . جمله * ( « إِمَّا تُعْرِضَنَّ » ) * در اصل « ان تعرض » بوده و « ماى » زائده بر سر « ان » شرطى در آمد تا نون تاكيد بتواند بر سر « تعرض » در آيد . شهادت سياق دليل بر اين است كه گفتار در باره انفاق مالى بوده ، پس مراد از جمله * ( « إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ » ) * اعراض از كسى است كه مالى درخواست كرده تا در سد جوع و رفع حاجتش مصرف كند ، و مقصود از آن ، هر اعراضى آن هم به هر صورت كه باشد نيست ، بلكه تنها آن قسم اعراضى است كه دستش تهى است و نمىتواند مساعدتى به وى بكند ، ولى مايوس هم نيست ، احتمال مىدهد كه بعدا پولدار شود ، و وى را كمك كند ، به دليل اينكه دنبالش مىفرمايد : * ( « ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها » ) * يعنى اينكه تو از ايشان اعراض مىكنى نه از اين بابست كه مال دارى و نمىخواهى بدهى ، و نه از اين باب كه ندارى و از به دست آمدن آن هم مايوسى ، بلكه از اين بابست كه الآن ندارى ولى اميدوار هستى كه به دستت بيايد ، و به ايشان بدهى ، و در طلب رحمت پروردگار خود هستى . و اينكه فرمود : * ( « فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً » ) * بدين معنى است كه با ايشان به نرمى حرف بزن ، سخن درشت و خشن مگو و اين سفارش را در جايى ديگر به بيانى ديگر فرموده : « وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ » « 1 » . در كشاف گفته : جمله * ( « ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ » ) * يا متعلق به جواب شرطيست كه مقدم بر خود شرط مىباشد ، و تقديرش اين است كه : « با آنان به آسانى و نرمى سخن بگو و با وعده هاى نيك دلشان را خوش كن ، و با اين گونه رحمتها كه به ايشان مىكنى رحمت پروردگارت را براى خود بدست آور » ، و يا آنكه متعلق است به خود شرط ، و معنايش اين است كه : « و اگر به خاطر نرسيدن آن مالى كه اميدوار رسيدنش بودى از ايشان اعراض كردى كه از رزق تعبير به رحمت شده باشد - در اين صورت ايشان را به نرمى و خوبى برگردان » . بنا بر اين معنا ، كلمه « ابتغاء » به جاى « فقر و تهى دستى و نرسيدن مال » به كار رفته ، به اين عنايت كه شخص بى روزى هميشه در طلب روزى است ، پس « نداشتن » هميشه سبب درخواست و ابتغاء است و ابتغاء مسبب فقد مىباشد ، و در اين آيه مسبب به جاى سبب

--> ( 1 ) سائل و فقير را نرنجان بلكه با زبان نرم او را راه بينداز . سوره ضحى ، آيه 10 .